close
تبلیغات در اینترنت
خورشید جاودانی
loading...

شروع احساس

می خواهمت چو روز نخستین،ولی چه سود! می خواستی به خاطر سوگند های خویش در بزم عشق بر سر من جام نشکنی می خواستی به پاس صفای سرشک من اینگونه دلشکسته به خاکم نیفکنی پنداشتی کوره ی سوزان عشق من دور از نگاه گرم تو خاموش می شود؟ پنداشتی یاد تو این یاد دلنواز در تنگنای سینه فراموش می شود؟…

خورشید جاودانی

می خواهمت چو روز نخستین،ولی چه سود!

می خواستی به خاطر سوگند های خویش

در بزم عشق بر سر من جام نشکنی

می خواستی به پاس صفای سرشک من

اینگونه دلشکسته به خاکم نیفکنی

پنداشتی کوره ی سوزان عشق من

دور از نگاه گرم تو خاموش می شود؟

پنداشتی یاد تو این یاد دلنواز

در تنگنای سینه فراموش می شود؟

تو رفته ای که بی من، تنها سفر کنی

من مانده ام که بی تو، شب ها سحر کنم

تو رفته ای که عشق من از سر به در کنی

من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم

روزی که پیک مرگ مرا می برد به گور

من شب،چراغ عشق تو رانیز می برم!

عشق تو، نور عشق تو،عشق بزرگ تو است

خورشید جاودانی دنیای دیگرم

  فریدون مشیری                          

درباره شعر , فریدون مشیری ,
فرانک بازديد : 87 شنبه 10 تير 1391 زمان : 11:38 نظرات ()
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبليغات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لينک دوستان

    نظرسنجي
    از کدوم قسمت وبلاگ رضایت بیشتری دارید؟




    این وبلاگ چقدر تونسته رضایت شما رو جلب کنه؟





    کدهاي اختصاصي

    کد متحرک کردن عنوان وب

    كد تغيير شكل موس

    کد آهنگ فرزاد فرزین
    برو برو

    خرید و فروش خودرو تبلیغاتقالب بلاگفا