close
تبلیغات در اینترنت
دکتر شریعتی
loading...

شروع احساس

دکتر شریعتی

عشق حقیقی کجاست؟

چه خوشبخت است آنکه کسی را دوست می دارد،عشق می ورزد.

او بر روی این زمین،در میان این کوچه و بازار وانبوه سایه هایی که چون اشباح خیالی می گذرند،یکی را می بیند.

احساس می کند که در میان این خلوت خالی یکی وجود دارد.

هر جا او نیست،کسی نیست،هیچکس را نمی بیند،تنهایی است و خلوت وتعطیل!

هر جا او هست،جمعی هست،شلوغ وزیباو بیا وبرو.

در این کویر خلوت،سایه ی دهی و صدای پای آدمیزادی را می بیند و می شنود.

دکتر علی شریعتی

عشق

فرانک بازديد : 91 جمعه 06 مرداد 1391 زمان : 12:7 نظرات ()

عشق

۲۹خرداد سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی رو به دوستداران این بزرگ مرد تسلیت میگم...

 

دل های بزرگ واحساس های بلند عشق های زیبا و پر شکوه می آفرینند.عشق هایی که جان دادن  در کنارش احساسی شور انگیز است.اماکدام معشوقی مخاطب راستین این عشق تواند بود؟ این عشق ها همواره در فضای مهگون و جادویی اسطوره و افسانه سرگردانند ودر دل کلمات شعر و در حلقوم ناله های موسیقی و در روح ناپیدای هنرها ویا در خلوت دردمند سکوت وحسرت و خیال و تنهایی چشم به راه آمدن کسی که می دانند نمی آید!

راستی چرا عشق ها راست ان و معشوق ها دروغ؟

دکتر علی شریعتی

فرانک بازديد : 95 یکشنبه 28 خرداد 1391 زمان : 14:28 نظرات ()

چه کنم؟سرگردانم؟!!

محبوب من امروز به سراغ من آمد ودر حالی که چهره ی تندو چشمان آمرانه اش ـ که همیشه حالتی مهاجم داشت ـ معصومیتی حاکی از فداکاری وایثارگرفته بود،گفت:

دوست من،تو را سوگند میدهم که نیاز من به داشتن تو که حیات من بدان بسته است تو را در بند من نیارد.اگر میخواهی ،برو،اگر میخواهی،بمان!آنچنان که میخواهی"باش"!

بر روی این زمین،در رهگذر تندبادهای آوارگی،تنها رشته ای که من را به جایی بسته بود گسست.اگر گفته بودی :بمان!می دانستم که باید بمانم،واگر گفته بودی :برو!می دانستم که باید بروم.اما اکنون اگر بمانم نمیدانم که چرا مانده ام،اگر بروم نمیدانم که چرا رفته ام.

چگونه نیندیشیده ای که یک انسان ،یا باید بماند یا برود؟ومن اکنون،در میان این دو نقیض،بیچاره ام.

کسی که عشق رهایش میکند"بودن"ی است که نمیداندچگونه باید "باشد"؟وچه دردی است بلاتکلیفی میان "وجود "و"عدم"!

                                             دکتر علی شریعتی

سرگردانی

فرانک بازديد : 92 دوشنبه 15 خرداد 1391 زمان : 15:21 نظرات ()

دوست داشتن

آه چه حالتی دارد! نه به وصف می­آید و نه  به فهم! دوست داشتن چه قدرتی دارد، در خویشاوندی و صمیمیت راستین چه نیروی معجزه گر خدایی نهفته است. چه لذتی است اینجا در "خود را نادیده گرفتن " در "خود را لقمه لقمه کردن" و به دهان دوست دادن که بجود و بجود و بجود و طعم و عصاره­اش را بمکد و تفاله­اش را بر خاک بریزد و این خود بهترین زندگی کردن است! و اینها و اینگونه نعمت­ها را همه از او دارم! من کی با این حالات آشنا بودم؟ کودک را، پدرش، مادرش می­زند و او به گریه می­افتد و از درد فریاد می­کشد، اما چه می­کند؟ با چهره برافروخته و چشمانی سرخ و گونه­های خیس از اشک، خود را به دامن مادرش یا پدرش، همان که آزارش داده است می­افکند.

                                  دكتر علي شريعتي


                                                                            

فرانک بازديد : 136 چهارشنبه 3 خرداد 1391 زمان : 20:21 نظرات ()
تبليغات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لينک دوستان

    نظرسنجي
    از کدوم قسمت وبلاگ رضایت بیشتری دارید؟




    این وبلاگ چقدر تونسته رضایت شما رو جلب کنه؟





    کدهاي اختصاصي

    کد متحرک کردن عنوان وب

    كد تغيير شكل موس

    کد آهنگ فرزاد فرزین
    برو برو

    خرید و فروش خودرو تبلیغاتقالب بلاگفا